مشکلات یادگیری در دانش آموزان

مشکلات یادگیری در دانش آموزان

مشکلات یادگیری در دانش آموزان می‌توانند به شکل‌های مختلفی ظاهر شوند. برخی در خواندن مشکل دارند، برخی در نوشتن و برخی در ریاضی. گاهی نیز چند مورد با هم وجود دارند. آنچه مهم است این است که این اختلالات اگر به‌موقع تشخیص داده نشوند، می‌توانند به کاهش اعتماد به نفس، افت تحصیلی و حتی افسردگی کودک منجر شوند.

در مدارس، این دانش‌آموزان معمولاً به اشتباه به عنوان “کم‌استعداد”، “بی‌دقت” یا “تنبل” شناخته می‌شوند. اما حقیقت چیز دیگری است. آن‌ها فقط به روش متفاوتی یاد می‌گیرند و نیاز دارند که سیستم آموزشی برایشان سازگار شود. شناسایی، درک و حمایت درست از این کودکان، نه تنها آینده تحصیلی آن‌ها را تغییر می‌دهد، بلکه بر کیفیت کلی زندگی‌شان نیز تأثیر مثبتی می‌گذارد.

مشکلات یادگیری در دانش آموزان موضوعی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد. این چالش‌ها، اگر نادیده گرفته شوند، می‌توانند به بحران‌ های جدی روانی، اجتماعی و تحصیلی تبدیل شوند. کودکانی که در درک مفاهیم درسی مشکل دارند اما کسی علت آن را نمی‌فهمد، معمولاً دچار حس ناتوانی، ناامیدی و بی‌ارزشی می‌شوند.

اگر دانش‌آموز نتواند بخواند، بنویسد یا ریاضی را درک کند، به مرور زمان از دیگران عقب می‌ماند و این عقب‌ماندگی باعث سرزنش شدن توسط اطرافیان، مقایسه با دیگران و فشار روانی زیاد می‌شود. این کودکان اغلب با برچسب‌هایی مثل “کند ذهن”، “کم‌هوش” یا “شیطان” شناخته می‌شوند، در حالی‌ که این قضاوت‌ها کاملاً اشتباه است.

برخی از این دانش‌آموزان اگر در محیطی حمایت‌کننده قرار بگیرند، استعدادهای فراوانی در زمینه‌های دیگر مثل هنر، موسیقی، ورزش یا حتی حل مسائل خلاقانه از خود نشان می‌دهند. پس اگر به موقع شناسایی و حمایت شوند، نه‌تنها می‌توانند بر چالش‌هایشان غلبه کنند، بلکه می‌توانند از دیگران موفق‌تر باشند.

توجه به مشکلات یادگیری در دانش آموزان یعنی دیدن هر کودک به عنوان یک فرد منحصر به‌فرد با شیوه‌ای خاص برای یادگیری. یعنی پذیرفتن این واقعیت که “یک راه برای همه” کافی نیست، و باید تنوع روش‌ها و پشتیبانی‌های آموزشی را گسترش داد.

تفاوت بین هوش پایین و مشکل یادگیری چیست؟

یکی از مهم‌ترین اشتباهات رایج در مدارس و حتی در میان والدین، اشتباه گرفتن مشکل یادگیری با هوش پایین است. این دو کاملاً با هم متفاوت هستند. کودکانی که دچار اختلال یادگیری هستند، اغلب ضریب هوشی طبیعی یا بالاتر از حد متوسط دارند، اما نحوه پردازش اطلاعات در مغز آن‌ها با بقیه فرق دارد.

در مقابل، کودکانی که ضریب هوشی پایینی دارند، در بسیاری از حوزه‌های شناختی عملکرد ضعیفی دارند. در حالی‌که کودک با اختلال یادگیری ممکن است در نوشتن مشکل داشته باشد اما در حافظه دیداری یا حل مسئله خلاقانه بسیار قوی باشد.

در واقع، اختلال یادگیری مانند یک فیلتر در مغز عمل می‌کند که مانع از پردازش درست اطلاعات خاصی می‌شود. مثلاً یک کودک دیسلکسی ممکن است نتواند کلمات را بخواند، ولی درک مفهومی بسیار قوی داشته باشد. این تفاوت بنیادی نشان می‌دهد که اختلال یادگیری، به‌هیچ‌وجه نشان‌دهنده ضعف هوشی نیست.

شناخت این تفاوت، کلید اصلی در نحوه برخورد با دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری است. با این شناخت، به جای تمرکز بر ناتوانی، می‌توانیم بر نقاط قوت کودک تمرکز کنیم و با ابزارهای مناسب، نقاط ضعف او را نیز بهبود دهیم.

انواع مشکلات یادگیری در دانش‌ آموزان

اختلالات یادگیری دسته‌بندی‌های متنوعی دارند که هرکدام ویژگی‌ها و نشانه‌های خاص خود را دارند. شناخت این دسته‌ها به والدین، معلمان و متخصصان کمک می‌کند تا به‌موقع مشکل را شناسایی و درمان را شروع کنند.

اختلال در خواندن (دیسلکسی)

دیسلکسی رایج‌ترین نوع اختلال یادگیری است که معمولاً در دوران ابتدایی تشخیص داده می‌شود. کودکانی که به اختلال خواندن دچار هستند در رمزگشایی کلمات، تلفظ، شناخت حروف، و درک مطلب مشکل دارند. آن‌ها ممکن است حروف را جابه‌جا بخوانند، ترتیب کلمات را به‌هم بزنند یا نتوانند کلمات ساده را تشخیص دهند.

مثلاً ممکن است کلمه “خانه” را به صورت “خنه” یا “هنخ” بخوانند. یا هنگام خواندن با سرعت بسیار پایین پیش بروند. این مشکل نه‌تنها باعث سختی در یادگیری زبان فارسی می‌شود، بلکه بر توانایی یادگیری زبان‌های خارجی نیز تأثیر منفی دارد.

با استفاده از تکنیک‌های خاص مثل آموزش‌های دیداری، شنیداری، بازی‌های حروفی و نرم‌افزارهای آموزش خواندن، بسیاری از کودکان دیسلکسی می‌توانند پیشرفت چشمگیری داشته باشند.

اختلال در نوشتن (دیسگرافی)

دیسگرافی، نوعی از اختلال یادگیری است که روی مهارت‌های نوشتاری تأثیر می‌گذارد. این مشکل می‌تواند به صورت‌های مختلفی ظاهر شود: از جمله دست‌خط ناخوانا، مشکلات در نگارش کلمات، اشتباهات زیاد املایی، فاصله‌گذاری نامناسب بین کلمات، و حتی ناتوانی در سازمان‌دهی افکار در قالب جملات نوشتاری.

دانش‌آموز مبتلا به دیسگرافی ممکن است نتواند سریع بنویسد یا حروف را به شکلی ناهماهنگ، فشرده یا خیلی بزرگ بنویسد. گاهی اوقات این مشکل به خاطر ضعف در هماهنگی چشم و دست یا ضعف عضلات دست به وجود می‌آید، و در مواردی دیگر به مشکلات زبانی و شناختی مرتبط است.

دیسگرافی می‌تواند باعث شود دانش‌آموز از نوشتن فراری باشد یا در کلاس‌هایی که نیاز به نوشتن دارند، عملکرد بسیار ضعیفی داشته باشد. این موضوع می‌تواند اعتماد به نفس او را به شدت کاهش دهد. برای درمان این اختلال، باید تمرین‌های نوشتاری هدفمند، کاردرمانی برای تقویت مهارت‌های حرکتی، و استفاده از ابزارهای کمک‌آموزشی مانند صفحه‌کلید یا نرم‌افزارهای گفتار به نوشتار به کار گرفته شود.

همکاری معلمان و والدین در شناسایی این اختلال و استفاده از روش‌های جایگزین برای ارزیابی عملکرد دانش‌آموز (مثلاً پاسخ شفاهی به‌جای کتبی) بسیار مؤثر خواهد بود.

اختلال در ریاضی (دیسکلکولیا)

دیسکلکولیا نوعی اختلال یادگیری است که روی درک مفاهیم عددی، محاسبات ریاضی، و کاربرد اعداد در زندگی روزمره تأثیر می‌گذارد. کودکی که دچار دیسکلکولیاست ممکن است نتواند عددها را به درستی بشناسد، ترتیب اعداد را یاد بگیرد، یا عملیات ساده مثل جمع و تفریق را انجام دهد.

این کودکان معمولاً در:

  • حفظ جدول ضرب
  • حل مسائل کلمه‌ای
  • درک رابطه بین اعداد
  • تشخیص الگوهای ریاضی
  • تخمین‌زدن مقادیر

دچار مشکل هستند. آن‌ها ممکن است حتی در خواندن ساعت یا محاسبه پول هم با چالش مواجه شوند. در نگاه اول ممکن است تصور شود که کودک “از ریاضی بدش می‌آید” یا “حوصله تمرین ندارد”، در حالی‌که واقعیت این است که او مغز متفاوتی برای یادگیری مفاهیم ریاضی دارد.

استفاده از وسایل دیداری، آموزش عملی، بازی‌های عددی، و تمرین‌های تصویری می‌تواند به این کودکان کمک کند تا به تدریج مفاهیم را درک کنند. همچنین استفاده از اپلیکیشن‌های آموزشی مخصوص دیسکلکولیا می‌تواند فرآیند یادگیری را ساده‌تر و جذاب‌تر کند.

مشکلات پردازش شنیداری و بینایی

در برخی موارد، مشکل اصلی دانش‌آموز در نوشتن یا خواندن به خاطر اختلال در خود مهارت‌های زبانی یا ریاضی نیست، بلکه به دلیل اختلال در نحوه پردازش صداها یا تصاویر توسط مغز است. این مشکلات به نام‌های اختلال پردازش شنیداری (APD) و اختلال پردازش بینایی (VPD) شناخته می‌شوند.

در اختلال پردازش شنیداری، مغز کودک صداهایی را که گوش‌ها دریافت می‌کنند به‌درستی تفسیر نمی‌کند. این موضوع باعث می‌شود کودک در درک دستورات شفاهی، تفکیک صداهای مشابه و دنبال کردن صحبت‌ها دچار مشکل شود. مثلاً ممکن است کودک بین دو کلمه شبیه مثل “بار” و “دار” تفاوت قائل نشود یا نتواند در محیط‌های شلوغ به صدای معلم تمرکز کند.

در اختلال پردازش بینایی، چشم‌ها سالم هستند ولی مغز در درک و تحلیل تصاویر، حروف و نشانه‌ها دچار اشکال است. کودک ممکن است نتواند بین حروف مشابه مثل “ب” و “ن” یا “س” و “ش” تفاوت بگذارد یا هنگام خواندن، خطوط را جا بیندازد.

تشخیص این مشکلات نیاز به تست‌های تخصصی توسط شنوایی‌شناس یا بینایی‌سنج دارد و با تمرین‌های خاص، گفتاردرمانی، و استفاده از محیط آموزشی مناسب می‌توان تا حد زیادی آن‌ها را بهبود بخشید.

علائم و نشانه‌های مشکلات یادگیری در دانش آموزان

برای اینکه بتوانیم به موقع مشکل یادگیری را شناسایی کنیم، باید با نشانه‌های آن در سنین مختلف آشنا باشیم. این علائم می‌توانند در سنین پیش‌دبستانی، دبستان و راهنمایی متفاوت باشند. شناخت این نشانه‌ها اولین گام برای ورود به مسیر درمان و حمایت از کودک است.

نشانه‌های اولیه در دوران پیش‌دبستانی
در سنین پایین‌تر، شاید نتوان اختلال یادگیری را با دقت تشخیص داد، اما برخی نشانه‌ها می‌توانند هشدارهای اولیه باشند:

  • تأخیر در صحبت کردن یا یادگیری واژگان جدید
  • مشکل در تشخیص رنگ‌ها، اشکال یا حروف الفبا
  • سختی در دنبال کردن داستان یا یادآوری جزئیات
  • عدم توانایی در ردیف‌کردن اشیاء یا تطبیق دادن
  • مشکل در به خاطر سپردن اسم‌ها و ترانه‌ها

اگر این نشانه‌ها در کودک به مدت طولانی مشاهده شد، بهتر است با متخصص رشد یا گفتاردرمانگر مشورت شود تا غربالگری اولیه انجام گیرد.

علائم مشخص در مقطع ابتدایی و راهنمایی
با ورود کودک به مدرسه، وظایف درسی پیچیده‌تر می‌شوند و مشکلات یادگیری نیز بیشتر خودشان را نشان می‌دهند. اگر کودک در سن مدرسه علائمی مانند موارد زیر را داشته باشد، باید مورد بررسی تخصصی قرار گیرد:

  • ناتوانی در یادگیری حروف الفبا، کلمات ساده یا جدول ضرب
  • اشتباهات زیاد در نوشتن کلمات حتی بعد از تمرین زیاد
  • کندی در انجام تکالیف درسی یا نیاز به کمک مداوم
  • مشکل در درک مطالب خوانده شده یا پیروی از دستورالعمل‌ها
  • دشواری در یادگیری مفاهیم ریاضی حتی در سطح پایه
  • اشتباه در تشخیص جهت‌ها (چپ و راست، بالا و پایین)
  • جا انداختن یا تکرار کلمات در هنگام خواندن
  • عدم توانایی در سازمان‌دهی افکار در نوشتار یا صحبت کردن

در برخی موارد، این کودکان ممکن است در کلاس بی‌قرار باشند، تمرکز کافی نداشته باشند یا تلاش کنند با رفتارهای حواس‌پرت‌کننده ضعف تحصیلی خود را پنهان کنند. معلمان باید این علائم را جدی بگیرند و والدین را در جریان قرار دهند تا مداخلات تخصصی زودتر آغاز شود.

رفتارهای هشداردهنده‌ای که والدین و معلمان باید بشناسند
مشکلات یادگیری تنها به مسائل درسی محدود نمی‌شوند. این چالش‌ها می‌توانند روی رفتار و عواطف کودک نیز اثرگذار باشند. برخی از رفتارهایی که باید به عنوان زنگ خطر در نظر گرفته شوند، شامل موارد زیر هستند:

  • اجتناب از انجام تکالیف مدرسه یا خواندن بلند در کلاس
  • زود خسته شدن یا خشمگین شدن هنگام انجام کارهای درسی
  • ابراز جملاتی مثل “من خنگم”، “نمی‌تونم یاد بگیرم”، یا “همه از من بهترن”
  • مقایسه مداوم خود با هم‌کلاسی‌ها و کاهش اعتماد به نفس
  • واکنش‌های احساسی شدید نسبت به شکست‌های کوچک
  • ترس از رفتن به مدرسه یا شکایت‌های مکرر جسمی (دل‌درد، سردرد)

این رفتارها معمولاً بازتاب فشار روانی ناشی از ناتوانی در انجام وظایف تحصیلی هستند. بسیاری از این دانش‌آموزان در ظاهر سالم و پرانرژی به نظر می‌رسند، اما درون خود، با احساسات منفی و فشارهای زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

والدین و معلمان باید با مشاهده چنین رفتارهایی، به جای سرزنش یا تنبیه، با همدلی و دقت بیشتری شرایط کودک را بررسی کنند و در صورت نیاز، از مشاور یا روانشناس مدرسه کمک بگیرند.

دلایل مشکلات یادگیری در دانش آموزان

اختلالات یادگیری دلایل مختلفی دارند که می‌توانند ژنتیکی، عصبی، محیطی یا ترکیبی از همه این عوامل باشند. شناخت این دلایل به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از منشا مشکل داشته باشیم و با دید بازتری وارد فرآیند درمان شویم.

عوامل ژنتیکی و خانوادگی
تحقیقات نشان می‌دهد که اختلالات یادگیری می‌توانند زمینه ژنتیکی داشته باشند. اگر یکی از والدین یا خواهر و برادر کودک دچار مشکلات یادگیری باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که کودک نیز با چالش‌هایی مشابه روبه‌رو شود. البته ژنتیک به‌تنهایی عامل قطعی نیست، ولی می‌تواند زمینه‌ساز باشد.

همچنین الگوهای یادگیری خانوادگی، سطح سواد والدین، شیوه‌های آموزشی در خانه و نحوه تعامل با کودک می‌تواند در تقویت یا تضعیف مهارت‌های یادگیری کودک مؤثر باشد.

مشکلات عصبی و رشد مغزی
برخی از کودکان با تفاوت‌هایی در ساختار یا عملکرد مغز متولد می‌شوند که بر نحوه پردازش اطلاعات تأثیر می‌گذارد. این تفاوت‌ها ممکن است در نواحی خاصی از مغز که مسئول خواندن، نوشتن یا محاسبات هستند، دیده شود. اسکن‌های مغزی نشان داده‌اند که مغز افراد دارای اختلال یادگیری اطلاعات را به شکل متفاوتی نسبت به دیگران پردازش می‌کند.

علاوه بر آن، آسیب‌های مغزی در دوران جنینی، هنگام تولد یا در کودکی (مثل ضربه به سر یا کمبود اکسیژن) می‌تواند عملکرد مغز را دچار اختلال کند و باعث مشکلات یادگیری شود.

تاثیر محیط و سبک تربیتی
محیطی که کودک در آن رشد می‌کند، نقش بزرگی در شکل‌گیری توانایی‌های یادگیری دارد. کودکانی که در محیط‌هایی پرتنش، بدون ثبات، یا دارای کم‌توجهی والدین بزرگ می‌شوند، ممکن است دچار تأخیر در رشد شناختی شوند. همچنین کمبود محرک‌های آموزشی، نبود فرصت برای بازی‌های فکری و داستان‌گویی، و قرار نگرفتن در معرض زبان غنی می‌تواند رشد زبانی و یادگیری کودک را به تأخیر بیندازد.

از سوی دیگر، فشار بیش از حد والدین برای موفقیت یا مقایسه مداوم با دیگران نیز می‌تواند کودک را از فرآیند یادگیری دور کرده و باعث اضطراب و اختلال تمرکز شود.

راهکارهای درمانی و آموزشی برای مشکلات یادگیری

خوشبختانه امروزه روش‌های متنوع و اثبات‌شده‌ای برای کمک به دانش‌آموزانی که با اختلال یادگیری مواجه هستند وجود دارد. این روش‌ها، با توجه به نوع اختلال، سطح تحصیلی و ویژگی‌های فردی هر کودک طراحی می‌شوند و به صورت ترکیبی از آموزش، توانبخشی و حمایت روانی به کار می‌روند.

آموزش‌های جبرانی و روش‌های خاص تدریس
یکی از مهم‌ترین راهکارهای کمک به دانش‌آموزان دارای مشکل یادگیری، استفاده از آموزش‌های جبرانی و روش‌های تدریس تطبیقی است. این روش‌ها شامل:

  • تدریس چندحسی (دیداری، شنیداری، لمسی)
  • یادگیری تدریجی و تکرار محور
  • استفاده از تصاویر، رنگ‌ها، کارت‌های آموزشی و ویدئوهای تعاملی
  • تدریس با زمان‌بندی کوتاه و استراحت‌های بین‌درسی

معلمان باید انعطاف‌پذیر باشند و با شناخت سبک یادگیری کودک (مثل دیداری یا شنیداری بودن)، محتوای درسی را برای او قابل فهم‌تر کنند. گاهی لازم است مفاهیم درسی چند بار به روش‌های مختلف آموزش داده شوند تا درک کودک تکمیل شود.

گفتاردرمانی، کاردرمانی و توانبخشی شناختی
در بسیاری از موارد، مشکلات یادگیری تنها به شیوه آموزش مربوط نمی‌شوند، بلکه نیاز به مداخله تخصصی دارند. گفتاردرمانی می‌تواند به کودکانی که مشکل در درک یا بیان زبان دارند کمک کند. تمرین‌های تقویت حافظه، پردازش شنیداری و تمایز واجی نیز در این جلسات انجام می‌شود.

کاردرمانی، به‌ویژه در مواردی که کودک دچار دیسگرافی یا مشکلات هماهنگی حرکتی است، بسیار مفید است. این درمان به بهبود مهارت‌های حرکتی ظریف، هماهنگی دست و چشم، و تقویت عضلات مرتبط با نوشتن و فعالیت‌های آموزشی کمک می‌کند.

توانبخشی شناختی نیز به بهبود مهارت‌هایی مانند توجه، حافظه، برنامه‌ریزی و حل مسئله کمک می‌کند. این تمرین‌ها برای کودکانی که علاوه بر اختلال یادگیری، مشکلاتی در تمرکز یا عملکرد اجرایی دارند، بسیار سودمندند.

متخصصان ما در مرکز توانبخشی لبخند در شرق تهران خدمات تخصصی را برای ارزیابی ، تشخیص و درمان مشکلات یادگیری در دانش آموزان ارائه می دهند.

keyboard_arrow_up
مشاوره در واتس آپ